محمد قنبرى
583
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
كافى به تعداد سى و هفت هزار ، لغزش روشنى است ، براى گفتارى هم كه دربارهء كتاب كافى دارند ، هرگز سند و مدركى در كتب رجالى و تاريخى شيعه وجود ندارد . و آن اينكه : كلينى كتاب خود را از ميان سيصد هزار حديث برگزيد . شايسته بود ايشان براى اين مطلب مدركى ارائه مىكرد . گويا تنظيم كنندهء اين ارقام و اعداد خواسته است براى بىاعتبار جلوه دادن نوع احاديث شيعه ، ارقام آن را بالا ببرد و راويان شيعه را حديث ساز معرفى نمايد » . « 1 » در پاسخ اين فصل ، خوانندگان عزيز را به مطالعهء يك فراز از مقدمهء گزيدهء كافى چاپ دوم سال 63 دعوت مىكنم : « . . . تاريخ صحيح نشان مىدهد كه در عهد كلينى بيش از سيصد هزار حديث در دست شيعيان مىچرخيده است گواه اين ادعا ، سند زندهاى است كه شيخ طوسى در كتاب رجال خود به دست مىدهد و در شرح حال احمد بن عقدهء حافظ متوفاى 333 كه از اساتيد و مشايخ كلينى است مىنويسد : من از اساتيد خود شنيدهام كه ابن عقدهء حافظ مىگفت : من صد و بيست و هزار حديث مستند به خاطر سپردهام و روى هم رفته مىتوانم پيرامون سيصد هزار حديث شيعه به بحث و مذاكرهء علمى بنشينم » . « 2 » دربارهء حافظهء اين مرد بزرگ سخنها گفتهاند و بارها او را آزمودهاند از جمله خطيب بغدادى در تاريخ بغداد ، ج 5 ، ص 16 مىنويسد : ابن عقده مىگفت : « من سيصد هزار حديث از حديث اهل بيت پيامبر در دست دارم » و در ص 17 مىنويسد : ابن عقدهء حافظ را سوگند دادند كه همهء محفوظات خود را اعلام كند و اوگفت : من از احاديث اهل سنت صد هزار حديث را با متن و سند از حفظ دارم و تا سيصد هزار حديث ديگر مىتوانم مذاكره نمايم » . جناب آقاى سبحانى در تعقيب سخن قبلى مىنويسند : « قسمتى از گفتار ايشان استنباط شخصى است كه آنها هم مدرك تاريخى ندارد ، مثل اينكه مىگويد : كلينى از
--> ( 1 ) . كيهان فرهنگى ، ص 35 ، ستون 1 . ( 2 ) . ر . ك : رجال شيخ طوسى ، ص 442 ؛ منتظم ابن جوزى ، ج 6 ، ص 337 ؛ تذكرة الحفاظ ، ذهبى ، ص 840 .